¨°·♥«سـخـــــن دل»♥·°¨

سخن دلم را جز تو کس نگویم ای آفریننده هستی بخش

پیرمردی سوار بر قطار

احمد خرد
   

پیرمردی سوار بر قطار به مسافرت می رفت☆❀❧❦✷✧
به علت بی توجهی یک لنگه کفش ورزشی وی از پنجره قطار بیرون افتاد
مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف می خوردند
ولی پیرمرد بی درنگ لنگه دیگر کفشش را هم بیرون انداخت
همه تعجب کردند پیرمرد گفت که یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه قدر خوشحال خواهد شد  
❀❧❦✷✧☆
❀❧❦✷✧☆

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

چهارشنبه 3 اسفند 1390، ساعت 23:54

 
دسته بندي ها: جملات و داستانها زیبا 
   

صفحه نخست

خوراک خوان Rss

پیامکهای من
مشخصات من

درباره ...

 
 

سلام دوستان گرامی خوشحال از این بابت که اینجارو پیدارو کردم امید وارم بتونم بهترین هارو براتون بزارم و اینکه خوشتون بیاد ممنون میشم هر از چند گاهی سری به ما هم بزنید. نظر یادتون نره خوشحال میشم. ¨°·♥«دوستتون دارم»♥·°¨

 

مديريت

 
 
نام كاربري:
گذرواژه:
 

دسته‌بندي‌ها

 

آمار

 
  بازديد كل: 364
بازديد امروز: 3
بازديد ديروز: 1
تعداد مطالب: 23
 
 
 
(زمان صرف شده براي توليد صفحه : 0:0.452)